مهندس هاشمی

تولید محتوا ، موسیقی ، مستند ، صدا ...

مهندس هاشمی

تولید محتوا ، موسیقی ، مستند ، صدا ...

در دوره راهنمائی ، سالها پیش ، همان دورانی که اصلا خبری از کامپیوتر و اینترنت و گوشی های همراه نبود! و تازه دستگاه بازی ای بنام آتاری وارد شده بود که به تلویزیون وصل میشد و به نوعی نسخه های اولیه کامپیوتر عمومی در ایران بود! یعنی همان دورانی که تمام وسایل با کیفیت مان یا ژاپنی بودند یا آمریکائی بود! با علاقه شخصی و مطالعه کتابهای فراوان غیر درسی شروع به نمایش شعبده بازی برای چندین مدرسه آشنا کردم ولی هدفم سخنان هیجان انگیزی بود که در رابطه با امید به آینده و موفقیت مردم کشورهای مختلف و استقامت شان برای رسیدن به اهدافشان ، یاد گرفته بودم و دوست داشتم به هم سن و سالان خود منتقل کنم .. جالب بود که در آن دوران نه صحبتی از روشهای موفقیت به میان می آمد و نه کسی بود که سخنوری و سخنرانی را یاد بدهد همینطوری فی البداهه می رفتم بالای قسمتی که برای اینکار تدارک دیده شده بود و حرفهایم را می زدم و نمایشم را اجرا می کردم . هم سن و سالهایم و حتی معلمان ، اول با بی حوصلگی و شل و ول و بیشتر پچ پچ کنان حرفهایم را گوش می کردند ولی رفته رفته ذوق و شوق و هیجان در چهره شان دیده می شد و چشمهایشان برق می زد پچ پچ را تمام می کردند تا بهتر و یشتر حرفهایم را بشنوند تا مدتها ، گاه و بیگاه با همین تفاصیل مشغول بودم تا اینکه در سال 64 با گروه های نمایش عروسکی و تئاتر رفاقتی برقرار کردم و پس از چندی در سال 69 توانستم دوره های بازیگری در تئاتر و سینما و آشنائی با نمایشنامه نویسی و فیلمنامه نویسی و کارگردانی را ببینم و مدرک رسمی بازیگری خود را بگیرم و مشغول فعالیت در این زمینه شوم . سال 70 در فیلم سینمائی قربانی به کارگردانی رسول صدر عاملی بازی کردم که بیش از دهها بار از شبکه های مختلف پخش شد !... ناگفته نماند که بخاطر شهرستانی بودن و نداشتن بودجه کافی و سنگ اندازی دست اندر کاران! نتوانستم سینما را دنبال کنم اما کم و بیش به بازیگری و کارگردانی تئاتر محلی مشغول بودم . دستی هم در نویسندگی نمایشنامه و فیلم نامه و همچنین داستانهای کوتاه علمی _ تخیلی گرم کردم و گاها دوبیتی هائی نیز می سرودم . شدیدا هم اهل کتاب بودم و همزمان در چندین کتابخوانه عضو بودم تا بتوانم اشتهای سیری ناپذیر به علم و دانش و فرهنگم را کمی ارضاء کنم ! در همان زمان ها بود که توسط مجلات علمی با پرفسور حسابی آشنا شدم و عملا به سوی فعالیت های فیزیک و ستاره شناسی و علوم فضائی کشیده شدم ! این ماجرا در نحوه برخوردم با زندگی و جهان اطرافم شدیدا تاثیر گذار شد ، ناگهان با جهانی علم پرور و سراسر شگفتی مواجه شدم ! جهانی که جلوی چشم ماست ، ولی به آن توجه ای نداریم ! ... در آن سالها بود که فهمیدم ابن سینا شدن ، خوارزمی شدن ، داوینچی شدن افسانه نیست و با اشتیاق فراوان و سخت کوشی و پشتکار و صد البته سماجتی بی حد و حصر ، برای همه ممکن خواهد بود ... القصه ، زمان می گذشت و نیازهای روزمره و همچنین حمایت نشدن این فعالیتها (همان داستان تکراری که تا به امروز نیز به قوت خود باقیست ! ) مرا به سمت و سوئی دیگر کشاند... ناچارا به علاقمندی خودم پشت پا زدم و برای کسب درآمد روزمره ، در این مملکت ثروتمند فقیرخیز! ، به انواع و اقسام کارها وارد شدم از پادوئی و کارگری ساختمانی گرفته الی آخر ... بدون تعارف بگویم : سالهای سال سوختم تا خودم را ساختم ، درد کشیده هایش می فهمند که چه می گویم! ... به هر حال ناامید نشدم و به مرور وارد عرصه فناوری اطلاعات شدم و تاکنون با اداره کل آموزش و پرورش ، اداره کل نهاد کتابخانه ها ، اداره کل دیتای مخابرات ، شرکت های آی اس پی ، شرکت های کامپیوتری ، مدارس ابتدایی و راهنمایی و دبیرستانها و افراد متفاوت همکاری داشته و خدمات خود را عرضه کرده ام ... از دنیای هنر هفتم ، به ساخت فیلم مستند بسیار علاقه مندم ، در زمستان 87 به سفارش بهزیستی استان فیلمی مستند به نام راه سلامت ( معتادین به کرک و شیشه ) ساختم که قسمتهائی از آن به صورت گزارش خبری در شبکه 3 سیما نشان داده شد... یکی از بهترین علاقه مندی هایم دنیای وب (نرم افزارهای اوپن سورس ، طراحی و گرافیک تحت وب) است و افتخار این را داشته ام که با دوستان ارزشمند و گوناگونی در سطح وب همکاری داشته باشم . یادش به خیر وبلاگ نویسی را از بلاگفا و طنز نویسی شروع کردم که بنا به دلایلی ادامه اش ندادم و رفتم سراغ مقوله هایی بی خطر ! مثل نوشتن در مورد متافیزیک و کامپیوتر ! ... وسوسه هنر نیز همچنان در وجودم می لولد! یادم می آید که در دوران بازیگری خود که دوران طلائی دوبله ایران نیز بود به گویندگی شدیدا علاقه مند شدم ولی به دلایل مختلف ، مانند بعد مسافت و نبودن امکانات مالی و پارتی نتوانستم از محضر اساتید دوبلاژ و گویندگی بهره مند شوم تا اینکه پس از سالها تجربه کاری در زمینه اینترنت ، جرقه ای در ذهنم درخشیدن گرفت : راه اندازی سایتی رسمی جهت دوبله و گویندگی تحت وب ! البته اشتیاق و مصاحبت با دوستان علاقه مند به این حرفه در این تصمیم گیری بسیار موثر بود بنابراین در حد توان خویش کارآفرینی نموده و برای اولین بار یک سایت اختصاصی در مورد دوبله به زبان فارسی را با نام هفت اقلیم در سال 1389 تاسیس کردم البته پس از یکی دوسال به پیشنهاد دوست بسیار عزیزم جناب خسرو بهنوری دامنه سایت را عوض کرده و با نام رسمی گویندگان بدون مرز ادامه دادیم کار ما مورد توجه عده کثیری از علاقمندان قرار گرفت و با تولیداتی که بیرون دادیم ، کم کم انقلابی فرهنگی شکل گرفت! افراد مختلف و سایتهای اشتراک فیلم و سریال درصدد تشکیل گروه های دوبله برآمدند تا در کنار مجموعه افراد زیرنویس کننده ، دوبله هائی اختصاصی را هم بیرون بدهند به هر حال از آن سالها تا کنون با اینکه بارها توسط افراد آگاه و ناآگاه سنگ اندازی شد و بگیر و ببند و تهمت های مختلف در کار بود از جمله زیرزمینی بودن! ، اما این انقلاب رشد کرد و به جائی رسید که در سالهای اخیر اساتید این فن که تا کنون حالت تدافعی داشتند موضع شان را عوض کرده و کلاسهای مختلفی را برای آموزش علاقمندان راه اندازی کنند هر چند که بیشتر این کلاسها فقط دنبال جذب پول هنرجو به جیب مبارکند! ... در سال 97 بخاطر هزینه های شخصی و عدم حمایت مالی ، مجموعه سایتهای گویندگان بدون مرز را بستم و ترجیح دادم بصورت شخصی با دوستانی که برایم باقی مانده اند این راه پرنشیب ! را ادامه دهم ... بر اساس تجربیاتم اعتقاد دارم که نه تنها جهان آفرینش ، بلکه خود انسان نیز موجودی بسیار تودرتو و پیچیده است! و با اشتیاق و سماجت فراوان می تواند خیلی چیزها را ، ممکن کند ... هنوز هم یکی از دلمشغولی هایم علم و هنر است ... روزها می گذرند و من پیرتر می شوم ، همراه این پیری آرزوهای بزرگم نیز روز به روز کوچک تر می شوند ... دوست دارم برای نسل بعدیم ، چیزی ارزشمند به یادگار بگذارم !